تجلیات اسماء در وجود انسان به تناسب کنار رفتن حجابهاست
تجلیات اسماء در وجود انسان به تناسب کنار رفتن حجاب

تجلیات اسماء در وجود انسان به تناسب کنار رفتن حجابهاست

روح انسان در مرتبه اصلى و اولیه خود و قبل از اینکه تنزل پیدا بکند، همان «روح خدا» و خلق اول و اعظم حضرت حق، و جلوه تام و کامل همه اسماء و صفات اوست . روح انسان در مقام تنزل خویش، منازل و مراحلى را پشت سر مى‏گذارد و در هر منزلى، محجوب به حجابهاى نورى گشته و محدود و محدودتر مى‏گردد و چهره اصلى و اولیه آن که مظهر و مجلاى اتم و اکمل اسماء و صفات است، در آن سوى حجابها مى‏افتد. در مقام تنزل هر چه پایین‏تر مى‏آید، حجابها زیادتر شده و محدودیت وجودى آن نیز زیادتر مى‏شود و سعه وجودى خود را بیشتر از دست مى‏دهد. یعنى مظهریت آن براى اسماء و صفات الهى محدودتر مى‏گردد. تا جایى که به آخرین منزل از منازل سیر نزول خود که ظهور در بدن مادى است برسد.

در این منزل اخیر علاوه بر حجابهایى که در منازل قبلى برداشته، حجابهاى دیگر و جدیدى را که حجب ظلمانى است، بر مى‏دارد و آن چنان محدودیت وجودى پیدا مى‏کند که از چهره اصلى و صورت اولیه آن چندان خبرى نمى‏ماند و گویى این، آن نیست و فقط نشانى از آن دارد. یعنى از مظهریت آن براى اسماء و صفات الهى، آثار بسیار جزئى مى‏ماند و بقیه به پشت حجابها مى‏افتد.

با اضافه شدن حجب دیگر ظلمانى، از قبیل اوصاف و اخلاق رذیله، خصلت‏هاى پست، عادات، اوهام و تخیلات، اسارتها و تعلقات، و نظایر اینها، روح انسان کاملا محجوب گشته و در اسفل السافلین قرار مى‏گیرد و آثار بسیار جزئى که از مظهریت اسماء و صفات الهى در آن باقى مانده بود نیز بیش از پیش ضعیف‏تر و محدودتر مى‏گردد.

این یک تصویر اجمالى است از صورت اصلى انسان و حقیقت او و همچنین، از تنزل وى از مرتبه اصلى و اولیه خود.

روح انسان در مقام برگشت و در مقام صعود الى الله که با قدم گذاشتن در طریق سلوک شروع مى‏شود، این حجابها را یکى پس از دیگرى از خود بر طرف نموده و کنار مى‏گذارد. یعنى با شروع شدن مجاهدت و سیر الى الله، کنار رفتن حجابها نیز شروع مى‏گردد. هر چه سالک در سفر خود موفق و مؤید باشد و هر چه پیش برود، این حجابها بر طرف شده و کمتر مى‏شوند. تا جایى که همه حجب ظلمانى و نورانى کنار برود و خبرى از حجابهاى حاجب باقى نماند.

از همان هنگام که با شروع شدن مجاهدت و سلوک عبودى وبرطرف شدن حجابها نیز شروع مى‏شود، چهره اصلى روح انسان هم به تدریج ظهور پیدا مى‏کند و به اندازه‏اى که حجابها کنار مى‏روند، به همان اندازه صورت اولیه روح نیز ظاهر مى‏گردد. یعنى چهره اصلى آن که مظهر اسماء و صفات الهى است به ظهور مى‏رسد و در حقیقت، اسماء و صفات حق در روح سالک و در وجود او تجلى مى‏کند.

بنابراین، تجلیات اسماء و صفات حضرت حق در وجود انسان به تناسب کنار رفتن حجابهاست. با پاک شدن قلب یا «دل» از آنچه بعداً عارض گشته، اسماء الهى و صفات او در روح، و به عبارتى، در قلب انسان تجلى مى‏کند. البته تجلیات اسماء و صفات حق در وجود سالکین الى الله یکسان نبوده و داراى مراتب خواهد بود. کما اینکه، این تجلیات در منازل سیر و مدارج سلوک نیز یکسان نخواهد بود .

به نکته اسرارآمیز دیگرى نیز باید توجه داشته و آن اینکه، تجلى اسماء و صفات حق در وجود سالکین الى الله علاوه بر اینکه به لحاظ تفاوت منزلتهاى آنان متفاوت است، از جهات دیگرى هم فرق مى‏کند. در وجود بعضى از آنان همه اسماء الهى به تناسب منزلتهاى آنان، متجلى مى‏گردد و در وجود بعضى دیگر نه همه اسماء بلکه، برخى از اسماء الهى تجلى مى‏کند. این دسته نیز متفاوت هستند و بعضى از آنان بقدر منزلت خویش مظهر و مجلاى قسمتى از اسماء الهى بوده و بعضى از آنان مظهر و مجلاى اسماء دیگرى از اسماء الهى مى‏باشند.

در وجود بعضى از آنان اسمى از اسماء الهى تجلى مى‏کند و در وجود بعضى اسم دیگرى، در بعضى چندین اسم و در بعضى چندین اسم دیگر تجلى مى‏کند. در بعضى اسم «علیم» در بعضى اسم«حکیم»، در بعضى اسم «خبیر»، در بعضى اسم «سمیع» در بعضى اسم «بصیر» در بعضى اسم «هاد» در بعضى اسم «جوار» در بعضى اسم «روف»، در بعضى اسم «عفو»، در بعضى اسم «محیى»، در بعضى اسم «شافى»، در بعضى اسم دیگرى، و در بعضى هم همه اینها یا چندین اسم از این اسماء، و در بعضى اسم یا اسماء دیگرى تجلى مى‏کند.

ابعاد این مسئله و جزئیات آن بسیار زیاد و یا بى‏شمار است و جز ذات حق کسى از آن آگاه نیست، مگر آنان که مشمول عنایات خاصه او هستند و از تعلیم خاص الهى برخوردارند، آن هم در همان حدى که او خواسته و در همان حدى که او تعلیم فرموده است.

و اما اینکه سر مسئله چیست؟ و چرا بعضى مظهر و مجلاى همه اسماء و بعضى و مجلاى قسمتى از اسماء مى‏شوند؟ و نیز، چرا بعضى مظهر این اسم مى‏شوند و بعضى دیگر مظهر آن اسم؟ باید گفت، سر اینها هم آن چنان که باید، براى انسانها روشن نیست و اگر بعضى از ابعاد آن روشن باشد، همه ابعاد آن معلوم نگشته است. و در حقیقت، سر این مسئله هم نزد حق است و کسى با خبر نیست گر آنان که از تعلیم و هدایت او برخوردارند.

توجه به این حقیقت هم لازم است که تجلیات اسماء براى همه سالکین الى الله پیش نمى‏آید و براى هر سالکى تحقق نمى‏یابد. بعضى از سالکان طریق عبودیت در عین اینکه در این طریق موفقند و درعین اینکه اهل مجاهدت هستند و مشمول عنایات مى‏باشند، در عین حال، به لحاظ اسرارى که در این بین هست، در زندگى دنیوى در وجود آنان اسماء الهى متجلى نمى‏شود و آثار تجلیات اسماء و صفات در آنها به ظهور نمى‏رسد. و این بدان معنى نیست که آنان در باطن امر نیز مظهر و مجلاى اسماء الهى نیستند، بلکه، منظور این است که این تجلیات و آثار آنها در حیات ظاهرى آنان معلوم نمى‏شود و بروز نمى‏کند.

تاريخ ارسال: 1390/5/30

تعداد بازدید: 962

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |